حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

196

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

طبرستان كه بر خلفاى عبّاسى قيام كرده و طبرستان را از دست طاهريان و عمّال عبّاسى گرفته بودند به سمت نيشابور حركت نمود . عبد اللّه بن محمّد بن صالح هر قدر بامير محمّد خواند كه براى جلوگيرى از يعقوب بتهيّهء اسباب جنگ بپردازد محمّد از شدّت ضعف نفس زيربار نرفت و گفت كه ما را طاقت جنگ يعقوب نيست ناچار عبد اللّه و برادران او بدامغان و گرگان گريختند و بحسن بن زيد داعى كبير كه چهار سال بود بر طبرستان و گرگان استيلا يافته رفتند . در نزديك شدن يعقوب بنيشابور جمع كثيرى از كسان و بستگان امير محمّد طاهرى هواخواه يعقوب شدند و محرمانه او را از خرابى وضع كار طاهريان و سهولت استيلاى بر نيشابور آگاه ساختند و محمّد را هم از جانب يعقوب و حسن نيت او آسوده خيال كردند تا آنكه يعقوب در چهارم شوّال 259 بنيشابور رسيد و بتوسط برادر خويش عمرو محمّد طاهرى را بحضور خواست و پس از توبيخ بسيار در باب بيكفايتى و سستى رأى و عمل او را مقيد ساخت و با قريب يكصد و شصت تن از بستگان بسيستان فرستاد و همگى را در آنجا حبس كرد و به اين شكل سلسلهء طاهرى بدست يعقوب برافتاد . بعد از فتح نيشابور و منقرض ساختن امارت طاهريان يعقوب به قصد گرگان و طبرستان حركت كرد تا عبد اللّه بن محمّد بن صالح را كه به يارى داعى كبير در آن حدود مشغول جمع سپاهى بود و داعى از تسليم او بيعقوب ابا داشت بدست آورد و ضمنا گرگان و طبرستان را كه در سابق ضميمهء حوزهء فرمانروائى طاهريان بود تسخير نمايد . تفصيل لشكركشى يعقوب و كشمكش او را با داعى كبير در سال 260 در فصل علويان طبرستان ذكر كرده‌ايم همينقدر در اينجا يادآور ميشويم كه يعقوب بالاخره در طبرستان بر عبد اللّه دست يافت و او را كشت و دو برادر او را نيز والى رى دستگير كرد و نزد يعقوب فرستاد و يعقوب ايشان را بنيشابور آورد و آنانرا زنده در ديوارى با ميخ آهنين دوخت و از جانب آن سه برادر فراغت حاصل كرد .